کتاب قدرت عادت

اثر چارلز داهیگ از انتشارات در دانش بهمن - مترجم: اصغر اندرودی-علمی

Charles Duhigg در Power of Habit، خبرنگار کسب و کار ما را به لبه های هیجان انگیز اکتشافات علمی می رساند که توضیح می دهد که چرا عادت ها وجود دارند و چگونه می توان آنها را تغییر داد. Duhigg یک جامعۀ جدید از طبیعت انسانی و توان بالقوه آن را ارائه می دهد. این اطلاعات را به روایات غریزی تقسیم می کند که ما را از هیئت مدیره Procter & Gamble به سمت حاشیه NFL به خط مقدم جنبش حقوق مدنی می برد. در اصل، قدرت عادت حاوی یک استدلال هیجان انگیز است: کلید به طور منظم ورزش، از دست دادن وزن، تولید مثبت و موفقیت است، درک اینکه عادت ها چگونه کار می کنند. همانطور که دوهیگ نشان می دهد، با استفاده از این علم جدید، می توانیم کسب و کارهای ما، جوامع و زندگی ما را تبدیل کنیم.


خرید کتاب قدرت عادت
جستجوی کتاب قدرت عادت در گودریدز

معرفی کتاب قدرت عادت از نگاه کاربران
‎دوستانِ گرانقدر، همانطور که از عنوان کتاب پیداست، نویسنده در این کتاب به موضوع <عادت> در انسانها پرداخته است و تلاش نموده تا با بهرده بردن از آزمایشات علمی که در خصوصِ این موضوع انجام شده است و رویدادهایِ معروفی که میتوانسته به موضوعِ <عادت> کمک نموده و به نوعی با این موضوع جالب توجه ارتباط داشته باشد، کتابِ قابلِ توجهی را تهیه کند
‎در زیر بخش هایی از این کتاب را به انتخاب برایتان مینویسم
----------------------------------------------
‎عادتها به این دلیل به وجود می آیند که مغز مرتب به دنبال راههایی است تا سعی و تلاش را کم کرده و در انرژی مصرفی صرفه جویی کند. اگر تمام کارها به خودِ مغز واگذار شوند، مغز سعی میکند تقریباً هر کار روتین و معمولی را به شکلِ یک عادت درآورد، چون عادتها به ذهنِ ما اجازه میدهند اغلبِ اوقات تجزیه و تحلیلها را کاهش دهد. این غریزهٔ صرفه جویی، مزیتِ بزرگی است
*****************************
‎در ایجاد عادت هایِ جدید، ابتدا باید موضوع شروع کننده ای به نام سرنخ وجود داشته باشد و این سرنخ باید به پاداش برسد تا در نتیجه عادت در مغز شکل گیرد
‎در محصولات بهداشتی مانندِ شامپو، کف کردن یک پاداشِ بزرگ است. لازم نیست که شامپو کف کند ولی چون هر بار که مردم موهایشان را با آن می شویند، انتظار دارند که کف کند، تولید کنندگان این محصولات به محصول مورد نظر مواد شیمیاییِ کف کننده اضافه میکنند. همین مورد در مورد پودرهای لباسشویی و خمیردندان هم به کار میرود... در حال حاضر همهٔ شرکتها به خمیردندان @سدیم لورث سولفات@ اضافه میکنند تا بیشتر کف کند. این کار باعثِ تمیزتر شدن دندان نمیشود، امّا وقتی مقداری حبابِ کف، دور و بر دهانِ مصرف کنندگان باشد، آنها احساس بهتری دارند. وقتی که مشتری منتظر آن کف باشد، این عادت شروع به رشد کردن میکند
‎تمایلات همان چیزی هستند که باعثِ تحریکِ عادتها میشوند و وقتی بفهمیم که چگونه میشود باعث بوجود آمدن یک تمایل شد، ایجاد عادت جدید ساده تر میشود
*****************************
‎ما میدانیم که نمیتوان از شر عادت خلاص شد، در عوض میبایست آن را تغییر داد و میدانیم که وقتی از قانون طلاییِ عادت استفاده شود، عادتها از هر چیز دیگری قابل انعطاف تر هستند: اگر ما
‎همان سرنخ و همان پاداش را نگه داریم، یک روتین جدید میتواند جایگزین شود
‎ولی این کافی نیست. برای اینکه عادتی تغییریافته باقی بماند، افراد باید باور کنند که تغییر امکانپذیر است
---------------------------------------------
‎امیدوارم این ریویو جهتِ آشنایی با این کتاب، کافی و مفید بوده باشه
‎<پیروز باشید و ایرانی>

مشاهده لینک اصلی
یکم- فردی به ویروس مغزی مبتلا می شود؛ ویروسی که کارش خوردن بافت مغز است. در نهایت پزشکان به این نتیجه میرسند که باید بافت آلوده را خارج کرد. بافتی که آلوده شده ، شامل حافظه بود و لذا پزشکان نگران از اینکه او بخش وسیعی از قابلیت هایش را از دست بدهد به همسرش هشدار می دهند که از او مراقبت کند. همسرش برای حفظ سلامتی جسمانی وی ، هر روز راس ساعت معینی او را از مسیر مشخصی به پیاده روی می برد و به خانه بازمیگرداند. یک روز در حالی که او از همسرش غافل می شود، وی از خانه خارج میشود. زن وحشت زده می شود. چرا؟ زیرا همسرش اکنون مردی بی حافظه است پس پیش بینی پزشکی این ست که وی به قطع مسیر بازگشت را به یاد نخواهد آورد و گم خواهد شد.مرد پس از مدت معمول پیاده روی هرروزه به خانه باز میگردد. علت چیست؟ پژوهشگران شگفت زده می شوند! علت را باید در ویژگی دیگری جست و جو کرد: عادت

دوم- داستان مرد ِ بی حافظه ، عادت را در کانون توجهات پژوهشگران قرار میدهد. به راستی عادت چیست؟ چه فرآیندی منجر به شکل گیری عادت ها می شود؟ آیا عادت ها قابل تغییر اند؟ و .... پژوهش ها به نتیجه میرسد: عادت ها متشکل از یک سیکل سه مرحله ای ست : سرنخ، جریان عادی و پاداش. یک سیگاری را در نظر بگیرید : دیدن سیگار همان سرنخ یا محرّک است، جریان عادی حلقه ی شکل گیری ِ عادت با دست یافتن به سیگار و کشیدن ِ آن ادامه یافته و در نهایت پاداش که چیزی جزء لذت افزایش نیکوتین در خون نیست!

سوم- همه ی ما مجموعه ای از عادت ها هستیم. عادت های هیچگاه از بین نمی روند و برای همیشه در بخش کوچکی در وسط مغز آدمی ثبت و رمزگذاری میشوند. عادت ها را می توان جایگزین کرد، اما آنها برای همیشه در مغز باقی می مانند. راز جایگزینی عادت در حفظ سرنخ و پاداش و تلاش برای جایگزین کردن جریان عادی است. فردی در یک اداره را در نظر بگیرید که پس از آنکه خسته و بی حوصله از کار میشود کشوی میز ِ خود را باز کرده و خوراکی ای می بیند و با خوشحالی خود را به خوردن آن مشغول می نماید. روز بعد در حالی که پس از کار احساس خمودگی می کند... دیلینگ!!... چیزی در مغزش صدا میکند: در کشویت را باز کن و باز هم خوراکی و رهایی از خستگی و بی حوصلگی ... پس از چند ماه حلقه ی عادت شگل گرفته است: بی حوصلگی(سرنخ) – تلاش برای یافتن و خوردن خوراکی (جریان عادی) – و درنهایت رهایی از بی حوصلگی با مشغول شدن به خوردن (پاداش)... و البته معضلی که فرد با آن مواجهه شده است: اضافه وزن! در این جا کافی ست در زمان بی حوصلگی(سرنخ) از پیش میز خود بلند شده و چرخی در محل کار خود بزند و یا در اینترنت تاب بخورد (جریان عادی جایگزین) تا دوره ی بی حوصلگی اش بگذرد(پاداش).

چهارم- عادت ها پس از شکل گیری به صورت کاملا غیرارادی و ناآگانه و البته خودکار صورت می گیرند. برای همین است که فردی که رانندگی را فراگرفته و آن را به عادت تبدیل نموده است می تواند فارغ از استرس ها و نیاز به توجه کامل ابتدای دوره ی آموزش اش ، در حین رانندگی در یک بحث فلسفی داغ با همراه اش شرکت کند!

پنجم- در جنگ جهانی دوم، دولت آمریکا مقدار زیادی از ذخایر گوشت بومی ملی را برای سربازان خود در اروپا فرستاد به طوری که در رستوران های آمریکا از گوشت اسب استفاده می کردند. بازار سیاه شگل گرفت و دولت از این نگران بود که اگر جنگ طولانی شود مردم از گرسنگی بمیرند. دولت با تاکید بر اینکه گوشت و چربی به اندازه تانک و هواپیما مهم است از جامعه شناسان، انسان شناسان و روان شناسان ده ها کشور دعوت کرد تا موضوعی را بررسی کنند: چگونه می توان مردم را قانع کرد دیگر اعضای چهارپایان را نیز بخورند و خانم های خانه دار به همسران و فرزندانشان جگر، دل، قلوه، مغز و دیگر اعضای غنی از پروتیین را بدهند؟!! مردم حاضر بودند از گرسنگی بمیرند تا اینکه بخواهند زبان وسیرابی بخورند!! در نهایت تلاش پژوهشگران به این نتیجه رسید: برای تغییر رژیم غدایی مردم کافی ست مسایل نامتعارف را آشنا ساخت. پس باید عادت های جدید را در بین عادت های معمول استتار کرد! لذا به خانم های خانه دار آموزش دادند که چه کنند تا ظاهر، طعم ومزه و بوی این غذاها به غذاهای لذیذ گذشتشان شباهت یابد. بزودی خانم ها نامه ای از طرف ِ دولت با عنوان @همسرتان عاشق استیک قلوه خواهد شد@ و شامل دستور عمل پخت استیک قلوه دریافت کردند. طبق یک مطالعه مصرف امعا و احشا در آمریکا در طول جنگ جهانی دوم 32 درصد افزایش یافت و طی یک دهه بعد نه تنها قلوه به غذای اصلی مردم تبدیل شد که خوردن امعا و احشا مخصوص مراسمات خاص و نشانه رفاه خانواده های مصرف کننده به شمار می رفت!!

ششم- حوزه ی نفوذ عادت بسیار بسیار فراتر از آن است که می اندیشید. از قریب به اتفاق رفتارهای ما گرفته تا جنبش های اجتماعی، از کنش های سیاسی گرفته تا جریان های فرهنگی، اقتصاد، تبلیغات، سنت ها، فرهنگ ها و همه حوزه های همگرا و واگرای مرتبط به آدمی ، همه وهمه متاثر از عادت های فردی یا جمعی اند. عادت ها مهّم اند. اگر ساختار و فرآیند شکل گیری شان را بشناسید می توانید – بسته به نوع آنها- با صرف زمان و تلاش آن ها را تغییر دهید.

هفتم- کتابی درگیرکننده، روشنگر و امیدبخش است . بخوانیدش

مشاهده لینک اصلی
ReviewThe â € œPower of Habitâ € یک کتاب خسته کننده برای بررسی است. در هسته آن، ایده هایی ارائه می شود که جالب و کاربردی هستند: این کتاب حداقل - یا حداقل ممکن است - شما را تغییر دهد، شما را در مورد خود، فرم و عادت ها را فتح کند. در عین حال، آن را با همان مطالعات فازی و نامناسب «آب و هوا» که آلودگی به کتاب روانشناسی پاپ شما را آلوده می کند، پر می کند. بخش اول این کتاب به سادگی خلاصه یافته های اخیر در زمینه روانشناسی در مورد عادات - چگونه آنها شکل می گیرد، چگونه آنها کار می کنند، و چگونه آنها می توانند - یا نمی توان تغییر - تغییر دهید. این بخشی از کتاب، به طور عمده، غنی در محتوای و ارزشمند است. Duhigg یافته های قانونی را خلاصه می کند و بیشتر یا کمتر از آن چیزی که در مورد کتاب دوم می گوید، جایی است که کت و شلوار کشیده شده است و بی سوادی فراوان است. \"Power of Habitâ € یک مثال اصلی از روند اخیر تاسف در ادبیات روان پاپ، جایی است که نویسنده به بررسی مواردی از کسب و کار، تاریخ و زندگی شخصی می انجامد تا سعی کند خواننده را درگیر کند و به طور ظاهری برای ایجاد بیشتر خواندن علاقه مندی ها. بولشیت، من می گویم: وقت من را تلف نکنید. Duhiggâ € ™ â € œsample size ofâ € anecdotes غلط و غیر ضروری است. یک مدیر عامل یک \"ایمنی کارمند\" را ایجاد می کند و درآمد را با X درصد افزایش می دهد. بنابراین؟ چطور می دانیم که در کنار یک مدیر اجرایی نیستیم که تلاش کرد عادت های مشابه را ایجاد کند، در نتیجه شرکت خود را به زمین می اندازد؟ و چه شواهدی وجود دارد که عادت های پیشنهادی هر کدام در هر موفقیتی در موفقیت شرکت ما، با توجه به بسیاری از تغییرات دیگر که بدون شک در همان زمان اتفاق افتاده است، نقش هر گونه علتی ایفا کرده است؟ همبستگی وجود ندارد، Duhigg، و جذاب به شواهد ارائه شده توسط یک اندازه نمونه از یک، که در آن نمونه پس از واقعیت به دست آمده، کمتر (تعصب انتخاب، هر کسی؟)، عقب مانده است. به خلاصه: بخش اول از این کتاب جالب بود - حتی اگر دقیقا خلاصه نیست - و می شود جامد 4 شروع می شود. بخش دوم، از سوی دیگر، بی اهمیت و کاملا غیر ضروری است و بیش از دو ستاره ارزش دارد. بنابراین، من به طرز وحشیانه ای از تصورات من به ارث می برم و «قدرت عادت» 3 ستاره ضعیف را می دهم. شاید فقط یک کتاب روانشناسی پاپ را بخوانم. شما ممکن است به خوبی از مطالعات موردی طولانی، دقیق و انسانی Duhigg لذت ببرید، اما من برای آموختن اینجا آمده ام، و تا آنجا که محتوای مربوط به آن است، «قدرت عادت»، حقیقتا یک مخالف نور است. نکته خلاصه این مقاله این است که عادت ها به صورت یک دایره ای تقویت کننده عمل می کنند. او این چرخه را â € œthe habit loopâ € می نامد: ابتدا، این نشانه ای است که به مغز شما می گوید که به «حالت زندگی» می رود. پس از آن، یک روال معمول است که می تواند توسط جسمی، ذهنی یا احساسی باشد؛ و در نهایت، پاداش آن است که مغز شما این حلقه خاص را به یاد آورید برای آینده. نقش CravingDuhigg توضیح می دهد که اشتیاق نقش مرکزی در حلقه عادت دارد. به طور ذاتی، مغز با ایجاد یک اشتیاق برای پاداش انتظار می رود که به شما انگیزه می دهد که روال متوسط ​​را آغاز کنید. در یک مطالعه، محققان یک میمون را در مقابل یک مانیتور نشستند و آن را آموزش دادند تا هر بار که نماد خاصی بر روی یک صفحه نمایش می گرفت، یک اهرم را بکشند. اگر میمون اهرم را در زمان مناسب کشیده بود، با یک گلوله از آب توت سیاه از یک لوله مجاور پاداش داده شد. محققان الگوهای مغز میمون را در طول آزمایش آزمایش کردند. در ابتدا، فعالیت مغز در پاسخ به پاداش افزایش یافت: میمون نماد را دید، اهرم را کشید، آبش را گرفت، و شام! مانیتور مغز یک عجله از اندورفین را ثبت کرد. همچنین در این مرحله، اگر محققان درب را به اتاق تجربی باز کردند، میمون تصمیم گرفت که آن را کافی داشته باشد و بلافاصله به سمت بازی رفت. پس، این عمل عادت شد و محققان متوجه چیز جالبی شدند. در حالی که اعمال میمون تغییری نکرد، فعالیت مغزی آن انجام شد: به محض اینکه میمون نماد \"wham!\" مانیتور مغز یک عجله از اندورفین را ثبت کرد. فقط میمون می تواند اهرم را بگیرد و آب را بگیرد. به عبارت دیگر، شکل های فلش به یک نشانه برای کشیدن سطح تبدیل شد، و این نشانه یک اشتیاق قوی برای پاداش احتمالی ایجاد کرد. و هنگامی که پاداش نداشت، هنگامی که محققان آب گوجه فرنگی را محروم کردند یا آن را آب بندی کردند میمون به طور فزاینده ای هیجان زده شد و فریاد زدگی در داخل جمجمه آن فوران کرد. در این لحظه، اگر محققان درب را از اتاق بیرون بیاورند، پول دیگر فراموش نخواهد شد. این مانع، به مانیتور چسبانده شده، منتظر نتایج بعدی آب توت سیاه است. Duhigg توضیح می دهد که به همین دلیل است که عادت ها بسیار قدرتمند هستند: \"آنها باعث گرایش های نورولوژیک می شوند.\" غلبه بر در حال حاضر HabitsFirst، Duhigg توضیح می دهد که آن فوق العاده دشوار است برای غلبه بر عادت - برای تمام اهداف و اهداف، ما من آن را غیر ممکن می نامم. به جای تلاش برای به دست آوردن یک عادت، آن را کمی تغییر دهید. نشانه های قدیمی را حفظ کنید و پاداش قدیمی را تحویل دهید، اما یک روال جدید را وارد کنید. البته، برای انجام این کار، ابتدا باید نشانه را شناسایی کنید و پاداش را جدا کنید. اولا، به دنبال یافتن دلایل اشتیاق هستید. چرا شما عادت کوکی ها را می خورید ...

مشاهده لینک اصلی
اگر شما به دنبال کتاب خواندن هستید، به معنای دقیق این نیست. اما اگر می خواهید عادت های خود را تغییر دهید، می توانید از طریق متن اصلی چگونگی انجام این کار را بیاموزید، و Duhigg نکات خاصی را در ضمیمه ارائه می دهد. دوهیگ به ما می گوید که چگونه عادت ها بدون آگاهی ما شکل می گیرد (هر عادت به دنبال الگوی حلقه های پاداش پاسخ - پاداش با گرایش - انتظارات از پاداش - به مخلوط) و به همین دلیل آنها (روش مغز برای صرفه جویی در تلاش توسط هر عادت معمولی را به یک عادت ناخودآگاه تبدیل کنید) و در مغز (گانگلیس پایه) آنها ذخیره می شوند. به عبارت ساده، تغییرات عادت ها با شناخت الگوی یک حلقه خاص شروع می شود و سپس پاسخ به نشانه را تغییر می دهد. در این کتاب به خوبی تحقیق شده و به خوبی نوشته Duhigg به دانشمندان درباره نحوه چگونگی حفظ یک پیچ و خم از موش ها به دانشمندان می پردازد. او توضیح می دهد که چگونه انسان با آسیب مغزی گسترده اما قاچاق پایه آن دست نخورده هنوز می تواند عادت های جدید را ایجاد می کند بدون اینکه چیزی را که او می خواند، ایجاد کند. او نشان می دهد که چگونه افراد واقعی با عادت های بد مانند الکل، می توانند با تغییر دادن حلقه ی پاداش پاسخ نشانه ها، بر آنها غلبه کنند؛ این اساسا چگونه الکل های ناشناس کار می کند. درمانگران بیماران سالخورده را به وسیله دستکاری حلقه در بیمارانی که بعد از عمل جراحی زیبایی عمل می کنند، آموزش می دهند به طوری که بیماران در طول تمرین با وجود درد به جای دادن، همچنان به بهبود کیفیت زندگی خود ادامه می دهند. Duhigg مایلی Phelps شناور شناور برنامه های عادی است که او را قادر به برنده شدن در یک مسابقه در بازی های المپیک چینی با عینک خود پر از آب، شنا کردن عملا کور. او همچنین توضیح می دهد که چگونه یک جنبش اجتماعی مانند جنبش حقوق مدنی به یک حلقه پاداش نشانه پاسخ-گیری بستگی دارد. شرکت هایی نظیر Target و صنعت قمار از حلقه استفاده می کنند تا مشتریان را از طریق درب بیرون بیاورند و پول بدون درک اینکه آنها دستکاری شده است. جالب و سرگرم کننده برای خواندن. تنها نکته این است که در فصل گذشته هنگامی که دوهیگ درباره پیامدهای عادتها در مورد اراده آزاد بحث می کند. در آنجا او نیز به سرعت قضاوت می کند که ما نمی توانیم از رفتار بد با توجه به عادت های غیر قابل مقاومت در بعضی موارد بیفایده باشیم، در حالی که از مسئولیت رفتار ما در دیگران خسته شده ایم. او ممکن است درست باشد، اما مطمئن نیستم.

مشاهده لینک اصلی
این یک بازبینی از یک ARC است که از ابتدا به عنوان خوانده شده دریافت می شود. برای اکثر زندگی بزرگسالانم، من با عادت های بد که بیکار ماندم، زمانی که من استخدام شدم، ناتوان بودم، کارهایی را که میخواهم انجام دادم، و به طور کلی ناراضی حدود یک بار در سال من سعی می کنم خودم را مجددا بسازم و برای چند روز کار می کنم و بعد از آن شکست می خورم. با این حال، من انجام داده اند کمی از تحقیقات در مورد عادات و چگونه آنها را تغییر دهید، و Ive جمع آوری بسیاری از اطلاعات کوچک است که شناور در اطراف مغز من است.این کتاب واقعا اطلاعات جدید ارائه نمی دهد. اگر شما مثل من هستید، با این حال، آن را به شما می دهد آنچه شما می دانید به شیوه ای متفاوت. این یک کتاب کمک به خود نیست. این به شما طرزالعمل و یا لیستی از مراحل را در مورد نحوه تغییر و یا وعده های هر نوع به شما ارائه نمی دهد. این یک روایت جذاب را در مورد اینکه چگونه مغز ما عادات را پردازش می کند و به چندین توصیه توصیه می کند که می تواند در هر کجا برداشته شود، ارائه می دهد. این کمک می کند تا شما را در درک مکانیک از آنچه در حال انجام است، از طریق مطالعات موردی و vignettes، و همه آن را به یک کل منسجم است. من عاشق این کتاب است. این احتمالا اولین چیزی است که من برداشت کرده ام که باعث شده من یک نگاه صادقانه و دقیق به زندگی ام داشته باشم و برنامه ای برای تغییر آن داشته باشم. من فکر نمیکنم اگر موفق شود یا شکست بخورد، همانطور که پیشتر بارها بارها گفتهام، اما این اولین بار است که احساس میکنم بیشتر از من فقط پشت سر من است و فقط یک مشاوره نادرست است. در سطح فنی، این نسبت متوسط ​​است کتاب. نویسنده تمایل دارد داستان های خود را با یک روایت ترکیب کند و سپس آن را از حالت آویزان شدن در حالی که دیگر شروع می شود، تنها برای بازگشت و پایان دادن به اولین. من از این سبک نوشتن ناراحت شدم، اما بیت ها هنوز هم به اندازه کافی جذاب بودند که من از آن حمایت می کردم. بعد دوباره، پس از فصل اول، احساس عاطفی شدیدی گرفتم، پس کسانی که برای کنجکاوی خواندن دارند، ممکن است از آن آزار بیشتری داشته باشند. صادقانه، هر چند؟ این تنها شکایت من با این کتاب است. سریع، سرگرم کننده و جذاب خواندن آن.

مشاهده لینک اصلی
من برای اولین بار در مورد این کتاب در طول یک بحث تد و یا برخی از پادکست دیگر شنیده بود و بلافاصله علاقه مند شد. این کتاب در 3 بخش تقسیم شده است. عادت های شخصی، عادات شرکت ها و عادات اجتماعی. همه چیز را در آسان به هضم بخش، سخنرانی ها و نمونه ارائه شده است، اما من باید پس از چند بار برای اولین بار نشان دادن \"چشمه زندگی\" به خوانندگان آن را grating در اعصاب من است. بله، من 10 بار اول آن را دریافت کردم بدون نیاز به سر و صدا با گرافیک کمی amateurish. من فصل جالب توجه ترین متمرکز بر عادات شرکت ها و یا تغییر در نحوه انجام کسب و کار. نمونه هایی از جمله الگوریتم های Target را برای پیش بینی آنچه مردم می خواهند پیش از آنکه حتی می دانستند که آنها آن را می خواهند. چرخش استارباکس و نحوه نمایش آهنگ ها توسط DJâ € ™ ثانیه پیش بینی شده و ارائه شده است. همچنین فصل در مورد پرونده های دادگاه شامل قمار اجباری و قتل تحت تاثیر خواب رفتن جالب توجه. و البته بخش مربوط به رزا پارکس و به همین دلیل است که اظهارات وی از حقوق مدنی در سال 1955 به نظر می رسد. بنابراین در این میان، زمانی که فقط چند دقیقه در این جا و آنجا وجود دارد، در بین آن ها خیلی جالب بود.

مشاهده لینک اصلی
این یک کتاب به خوبی تحقیق شده و به خوبی نوشته شده در مورد عادات و روانشناسی پشت آن است. و در عین حال، دور از خانه بود. چیزی که بیشتر از همه میخواهم از خواندن کتابهای روانشناسی محبوب غیرتاریخی خو بگیرم این است که آنها برای من تاثیر بگذارند. الزامات اساسی این است که چیز جدیدی یاد بگیرند، اما من همچنین می خواهم آنها را در مورد اقدامات و رفتارهای من و کسانی که از طرف مردم در اطراف من هستند، ترجیح دهم و همچنین تاثیری بر روی من داشته باشم که می تواند کوچک یا بزرگ باشد، اما باید در برخی موارد معنی دار باشد.این کتاب به بخش یادگیری جالبی دست یافت، شاید کمی درک رفتارها، اما قطعا سوم نیست. او تلاش می کند توضیح دهد که چگونه رفتارها را تغییر می دهد و برخی افراد ممکن است مفید باشند. اما من می خواستم بیشتر. محدوده کتاب خوب است هر چند، شروع از عادات فردی، چگونه شرکت ها می توانند عادت های خود را تغییر دهید، به عادات سازمانی و فرهنگی. شاید به دلیل این محدوده بزرگتر، بیشتر نشان داده شد و در مورد اینکه دیگران این کار را انجام داده اند، اما این واقعا مهم نیست که شما آن را انجام دهید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب قدرت عادت


 کتاب قواعد خوردن (راهنمای تغذیه سالم)
 کتاب صفر
 کتاب قدرت عادت
 کتاب جایگاه ما در جهان هستی
 کتاب طرح باشکوه
 کتاب چرا روانکاوی